تبليغاتX
ترک اعتیاد گیاهی آریا - آموزش قدم به قدم درمان شیشه به روش ماتریکس

آموزش قدم به قدم درمان شیشه به روش ماتریکس

آموزش قدم به قدم درمان شیشه به روش  ماتریکس

در این آموزش سعی داریم ساختار درمان اعتیاد به شیشه و مواد محرک را به روش ماتریکس طوری معرفی کنیم که پزشک یا روانشناس مشغول به کار در مراکز درمان سوء مصرف مواد بتواند با استفاده از این مطالب و تجربیاتش این درمان را برای بیماران داوطلب درمان شروع و پیش ببرد.

در صورتیکه همکاران محترم بتوانند چنین درمانی را برای بیماران داوطلب درمان شروع و با موفقیت پیش ببرند، با تجربیاتی که از یک دوره درمان به دست آورده اند، برخورد با بیماران پیچیده مانند مواردی که انگیزه کمی برای بهبودی دارند یا افرادی که در فاز سایکوز مواد محرک هستند، بسیار راحت تر خواهد بود.

لازم است به خاطر داشته باشیم که این روش برای درمان معتادان به انواع مواد محرک، حشیش و الکل هم می تواند بکار گرفته شود. ولی در این آموزش ها به درمان شیشه می پردازیم.

پس قبل از شروع آموزش لازم است نگاه کلی به ساختار درمان از ابتدا تا انتها داشته باشیم و از اینجا شروع می کنیم که:

بیماری به مرکز درمان سوء مصرف مواد  مراجعه می کند و از ما برای درمان اعتیادش به شيشه کمک می خواهد و عنوان می کند خانواده اش هم در جریان موضوع هستند

اولین جلسه بعدی را که بیمار می تواند مراجعه کند جلسه اول در نظر می گیریم. هدف از این جلسه آشنا کردن بیمار و همراهانش با درمان ، تشکیل پرونده ، پرداخت هزینه و تنظیم برنامه یک ماه اول درمان است.

از اینجا به بعد کل دوره درمان بیمار را به دو قسمت تقسیم می کنیم:

  • قسمت اول درمان (یک ماه اول) :
    در این مدت، مباحث مهارت های اولیه بهبود( Early Recovery Skills ) با بیمار کار می شود.
  • قسمت دوم درمان ( سه تا پنج ماه بعد از یک ماه اول ) :
    در این مدت، مباحث پیشگیری از عود ( Relapse Prevention ) با بیمار کار  می شود.

اگر تا اینجا ساختار کل درمان برایتان روشن شده است برای کامل کردن این ساختار نیاز به اضافه کردن یک قسمت دیگر نیز دارید و آن آموزش خانواده است.

در مورد زمان آموزش خانواده زیاد سخت نگیرید! در روند درمان هرجا درمانگر احساس کرد آموزش خانواده لازم است، آنرا بگنجانید. این آموزش ها نباید در یک دوره درمانی کمتر از 3 جلسه باشد.

پس می توانیم در یک جمله درمان را اینگونه تفسیر کنیم که: بیمار با استفاده از مهارت های کسب شده در قسمت اول درمان از مواد دور می ماند تا بتواند در قسمت دوم درمان سبک زندگی خود را تغییر دهد.

در مقاله بعدی در مورد جزئیات جلسه اول ماتریکس که شامل آشنایی بیمار و همراهانش با درمان ماتریکس، تشکیل پرونده  و تنظیم برنامه ماه اول است خواهیم پرداخت و نمونه ای از تعهدنامه، برنامه درمان و فرم های لازم جهت تشکیل پرونده با امکان دانلود برای همکاران محترم پیوست خواهیم کرد.

جلسه اول ماتریکس

براي درك درست اين جلسه لازم است مطالب مقدمه آموزش قدم به قدم درمان اعتياد به شيشه به روش ماتريكس را كه در جلسه قبل آموزش داده شد مرور شود.

هدف از این جلسه آشنا کردن بیمار و خانواده وی با درمان، تشکیل پرونده و تنظیم برنامه درمانی یک ماه اول درمان است.

افرادی که این جلسه را پیش می برند عبارتند از: پزشک، روانشناس و منشی

فرم های مورد استفاده در این جلسه عبارتند از: تعهدنامه درمانی مراکز درمان سوء مصرف مواد، تعهد نامه الحاقی ماتریکس، برنامه درمانی یک ماه اول، جدول ثبت تست های بیمار، فرم دستورات پزشک، فرم روانشناس و فرم های ERS1A، ERS1B، ERS1C، SCH1، SCH2، CAL1، CAL2، ERS2A، ERS2B، ERS3A، ERS3B، ERS4A، ERS4B، ERS5، ERS6A، ERS6B، ERS7A، ERS7B، ERS8 ( تمامي اين فرم ها در كتاب راهنماي درمان سرپايي اختلالات ناشي از سوء مصرف مواد محرك شيشه وجود دارد و شما مي توانيد بجاي تمامي فرم ها يك جلد از اين كتاب را به پرونده اضافه كنيد يا اينكه از صفحات كتاب كپي بگيريد و در پرونده بگنجانيد)

در مرکز درمان سوء مصرف مواد آینده جلسه با حضور بیمار و خانواده یا همراهان وی در اتاق پزشک مرکز که با اصول درمان ماتریکس آشناست، شروع می شود.

در این مرحله ، پزشک می بایست به عنوان یک مشاور، بیمار و همراهانش را با درمان ماتریکس و مسایل و مشکلات شایع پیش رو آشنا کند.

ما در مرکز آینده به عنوان مشاور معمولا بعد از مقدمه و معرفی ، گفتگو را به سمتی هدایت می کنیم که با دیدگاه های بیمار و همراهانش نسبت به اعتیاد آشنا شویم. بیماران و همراهانشان معمولا دیدگاه های مختلفی نسبت به اعتیاد و مصرف مواد دارند. این دیدگاه ها می تواند از در نظر گرفتن اعتیاد به عنوان یک عادت ساده، جرم، نشانه ای از ضعف نفس، بی غیرتی، بی مسئولیتی، بی اخلاقی، نادانی تا یک بیماری مزمن و ژنتیکی را در بگیرد.

بعد از آشنایی با دیدگاه های بیمار و همراهان وی با استفاده از اصول مصاحبه انگیزشی بر روی بینش آنها نسبت به اعتیاد طوری کار می کنیم که آنرا به بینشی که در آن مصرف مواد به عنوان یک رفتار و اعتیاد به عنوان یک سبک زندگی در نظر گرفته می شود نزدیک کنیم. و در این بینش جدید درمان چیزی نیست جز تغییر سبک زندگی بیمار که با تلاش وی در جهت تغییر رفتار در طولانی مدت به دست می آید.

برای تغییر نگرش در زمان کوتاه لازم است مشاور علاوه بر تجربه و مهارت در برخورد با بیمار، خلاقیت بالایی در آوردن مثال هایی برای تفهیم مصرف مواد به عنوان یک رفتار ریشه دار داشته باشد. برای اینکه موضوع روشن تر شود به گفتگوی زیر توجه کنید:

مشاور به همراه بیمار رو می کند و می پرسد: تو آدم بی نظمی هستی یا منظم؟

همراه بیمار: من معمولا آدم بی نظمی هستم و ...

مشاور: فرض کن خودت یا خانواده ات از این موضوع ناراحت هستند و از تو می خواهند برای همیشه منظم شوی به همین خاطر تو را به مدت دو هفته در خانه نگاه می دارند و اجازه نمی دهند بی نظمی کنی! آیا فکر می کنی بعد از آن دو هفته برای همیشه آدم منظمی خواهی بود؟

همراه بیمار: فکر نمی کنم اینطور بشه، خیلی سخته ، آخه من از وقتی که یاد دارم بی نظم بودم و ...

مشاور: پس خیلی سخته؟

همراه بیمار: راستش خیلی وقتا سعی کردم منظم بشم ولی همینکه یه کار اورژانسی پیش اومده دوباره بی نظمی کردم مثلا وقتی می بینم دیرم شده دیگه لباسامو سر جاش نمی ذارم! و ...

مشاور: فکر می کنی اگه چند وقت تو خونه یا یه کمپ مخصوص نظم و انضباط نگهت دارن بتونی بعد از اون برای همیشه منظم بشی؟

همراه بیمار: نمی دونم! شاید چند ماه! یا شایدم چند سال! و ...

مشاور: منظم بودن یه رفتاره، بی نظم بودن هم یه رفتاره، چه رفتارهای دیگه ای رو می شناسی که می تونه تغییر دادنش سخت باشه؟

همراه بیمار: توضیح می ده...

مشاور: اگه بپذیریم مصرف مواد هم یه رفتاره، مصرف نکردن مواد به همون اندازه تغییر رفتار می تونه سخت باشه!

در گفتگوی بالا، مشاور بدون اینکه برای بیمار سخنرانی کند مفاهیمی مانند رفتار، تغییر رفتار و سختی آن را با همراه بیمار به اشتراک می گذارد و با بیان اینکه مصرف مواد یک رفتار است دیدگاه فرد را به سمت بینشی که در مورد آن صحبت شد جهت می دهد. هزاران رفتار وجود دارد که مشاور می تواند با استفاده از خلاقیت خود هر یک از آنها را بکار گیرد.

وقتی احساس کردیم دیدگاه بیمار و همراهانش در جهت بینشی است که به آن اشاره کردیم آنها را با مراحل درمان آشنا می کنیم. (می توانیم از اطلاعاتی که در فرم ERS5 در مورد نقشه راه بهبودی وجود دارد استفاده کنیم) به اینصورت که:

دو هفته اول بعد از قطع مصرف شیشه زمان علایم ترک محسوب می شود که این علایم بیشتر روانی است و علایم جسمانی به ندرت بروز می کند. پرخوابی، کلافگی، بی رمقی، وسوسه، تحریک پذیری، عصبانیت می توانند علایمی باشند که بیمار در دو هفته اول تجربه می کند.

بعد از دو هفته اول حال عمومی بیمار خوب می شود و بیمار احساس می کند بهبود پیدا کرده است و به این خاطر ممکن است نخواهد به درمانش ادامه دهد. این احساس بهبودی بیمار به طور متوسط 4 هفته طول می کشد. به این 4 هفته اصطلاحا ماه عسل گفته می شود.

به طور متوسط با گذشت یک و نیم ماه از قطع مصرف شیشه مغز بیمار شروع به ترمیم آسیب های وارد شده توسط شیشه می کند و این باعث می شود بیمار دچار علایم ناخوشایندی شود که میزان و شدت این علایم با مقدار و مدت زمان مصرف شیشه می تواند متغیر باشد. به این مرحله  که بعد از ماه عسل شروع می شود مرحله دیوار گفته می شود.

متاسفانه این مرحله سه و نیم تا پنج ماه می تواند طول بکشد و اگر بیمار در این مرحله مواد مصرف نکند در حقیقت اجازه داده است مغزش بهبود اساسی پیدا کند و بعد از این مرحله علایم فروکش می کند و وسوسه ها کم می شود و اگر بیمار بتواند به مدت حداقل 2 سال پاک بماند مژده ای برای بیمار داریم و آن بهبود اساسی مغز بیمار و موفقیت او در درمان است.

علاوه بر این براساس اطلاعاتی که در مقدمه درمان قدم به قدم اعتیاد به شیشه به آن اشاره شده است به مراحل و برنامه درمان اشاره می کنیم.
با همین توضیحات این مرحله از جلسه پایان می یابد و مشاور بیمار و همراهان وی را جهت تشکلیل پرونده به منشی ارجاع می دهد.

کارهایی که منشی انجام می دهد به این ترتیب است:

قبل از تشکیل هر گونه پرونده، تعهد نامه ای که در ابتدای پرونده درمان های نگهدارنده  قرار می گیرد بعلاوه تعهد نامه الحاقی ماتریکس را در اختیار بیمار قرار می دهد و از بیمار و همراهان وی درخواست می کند در اتاق انتظار کلینیک در کمال آرامش به دقت آنرا مطالعه و در صورت توافق امضاء کنند. در صورتیکه بیمار به تنهایی مراجعه کرده است و خانواده او از مشکلش بی اطلاعند، بیمار به تنهایی تعهد نامه را امضاء خواهد کرد.

در این تعهد نامه بار دیگر به صورت مختصر به مراحل بهبودی و درمان اشاره شده است و مواردی را که لازم است بیمار و همراهانش از آن آگاه باشند از جمله محرمانه بودن پرونده و هزینه درمان به روشنی توضیح داده است. ( نمونه این تعهد نامه که در مرکز درمان سوء مصرف آینده استفاده می شود جهت دانلود به انتهای این مطلب پیوست شده است و شما می توانید بر اساس شرایط مرکز درمانی خود آنرا تغییر دهید)

بعد از امضای تعهد نامه و پرداخت هزینه درمان، پرونده بیمار را به ترتیب زیر تشکیل می دهد:

1- تعهد نامه اصلی کلینیک 2- تعهدنامه الحاقی ماتریکس 3- جدول ثبت تست های نواری 4- فرم دستورات پزشک 5- فرم روانشناس 6- فرم های جلسات مهارت های اولیه بهبودی ( به جای این فرم ها می توانید کتاب راهنمای درمان سرپایی اختلالات ناشی از سوء مصرف مواد محرک را در پرونده قرار دهید. )

بعد از تکمیل پرونده، منشی بیمار را به روانشناس کلینیک ارجاع می دهد.

کارهایی که روانشناس انجام می دهد:

از این مرحله بیمار به تنهایی با روانشناس ملاقات می کند. روانشناس به عنوان مشاور با اصول درمان ماتریکس و اصول مشاوره انگیزشی آشناست.

روانشناس بعد از مقدمه و معرفی،  براساس مهارت و تجربه خود شرایطی فراهم می کند که بیمار بتواند در مورد نگرانی ها و پرسش های خود صحبت کند. گوش دادن فعال ( Active listening ) بهترین تکنیکی است که روانشناس می تواند قبل از تنظیم برنامه درمانی از آن استفاده کند. ( در جلسات بعدی در مورد این تکنیک بیشتر صحبت می کنیم )

زمانیکه روانشناس ارتباط مناسب را با بیمار برقرار کرد با او در مورد برنامه درمانیش در ماه اول صحبت می کند. به بیمار توضیح داده می شود که  قرار است ماه اول درمان سه بار در هفته به کلینیک مراجعه کند و جلساتی با مشاور داشته باشد. و به این نکته هم اشاره می شود که در ابتدای جلسه تست گرفته می شود و نتیجه آن ثبت می شود. و از ماه های بعدی مراجعه به کلینیک به دو بار در هفته کاهش پیدا خواهد کرد.

روانشناس از بیمار می خواهد وقت های مناسب خود را برای حضور در کلینیک مشخص کند و به این ترتیب اولین مشارکت فعال بیمار در درمان از تنظیم برنامه درمانی شروع می شود. در نهایت روانشناس با همکاری بیمار برنامه یک ماهه ای را در دو نسخه تنظیم می کنند. یک نسخه از این برنامه در ابتدای پرونده بیمار بعداز تعهد نامه الحاقی و یک نسخه آن هم در اختیار بیمار قرار داده می شود تا همراه خود داشته باشد.

اگر کنجکاو شده اید در مورد چگونگی تنظیم برنامه یک ماه اول درمان بدانید منتظرتان نمی گذاریم و به خلاصه ای از آن می پردازیم. ( با دانلود نمونه برنامه ای که به این مطلب پیوست شده است با جزئیات برنامه آشنا خواهید شد.)

روانشناس طوری برنامه ریزی می کند که در ماه اول تمامی مباحث مهارت های اولیه بهبودی با بیمار کار شود. بر این اساس تمامی مباحث را به هشت جلسه تقسیم می کند. اگر تا اینجا دقت کرده باشید برای گذراندن هشت جلسه در یک ماه دو جلسه در هفته کفایت خواهد کرد ولی هدف اینست که بیمار در ماه اول مراجعات بیشتری به کلینیک داشته باشد. ( در مورد تاثیر این موضوع در درمان در جلسات آینده صحبت خواهیم کرد. )

به همین منظور روانشناس جلساتی با عنوان ویزیت و ارزیابی پزشک به برنامه اضافه می کند تا برنامه درمانی بگونه ای باشد که در هر هفته بیمار سه بار به کلینیک آمد و رفت نماید.هدف از این جلسه بررسی بیمار از نظر نیاز به مداخلات دارویی و پزشکی و ارزیابی پیشرفت درمان است. ( این جلسه بر اساس تجربه تیم درمانگر مرکز آینده به جلسات اضافه شده است. )

در صورت نیاز می توان وقت این جلسات را به آموزش مباحث مهارت های اولیه بهبود اختصاص داد مثلا در زمانیکه بیمار کند پیش می رود و برای اتمام یک مبحث نیاز به وقت بیشتری داریم در این صورت می توانیم جلسه بعدی ویزیت و ارزیابی پزشکی را حذف و به جای آن مبحث مورد نظر را با بیمار کار کنیم.

در زیر به عنوان های هشت جلسه مهارت های اولیه بهبود اشاره می کنیم. شما می توانید با استفاده از این عنوان ها بعلاوه جلسات ویزیت و ارزیابی پزشک برنامه ای برای یک بیمار فرضی تنظیم و آنرا با برنامه ای که به پیوست این مطلب آمده است مقایسه نمایید.

  • جلسه اول مهارتهای اولیه بهبود: آشنایی با برانگیزان ها وشناسایی آنها
  • جلسه دوم: تکنیکهای توقف فکر،مقابله با وسوسه
  • جلسه سوم: برنامه ریزی ومشخص کردن پیشرفت
  • جلسه چهارم: مشخص کردن برانگیزان ها
  • جلسه پنجم: نقشه راه بهبودی
  • جلسه ششم: پنج چالش عمومی در بهبودی اولیه ، درگیری های مربوط به الکل
  • جلسه هفتم: افکار- رفتار- احساسات  - رفتار اعتیادی
  • جلسه هشتم: آشنایی با 12 قدم- گفتار 12 قدم

در اینجا جلسه اول ماتریکس تمام می شود. این جلسه را می توان اولین جلسه آموزش خانواده نیز در نظر گرفت. جلسات بعدی بر اساس برنامه تنظیم شده برگزار خواهد شد.

 نمونه چنین برنامه ای جهت دانلود به انتهای مطلب پیوست شده است که شما می توانید بر اساس شرایط خود آنرا تغییر دهید.براي دانلود پيوست هاي اين مطلب بر روي ادامه مطلب كليك كنيد.

جلسه دوم ماتریکس :

قبل از شروع آموزش این جلسه لازم است به مواردی که باعث می شود این جلسه خیلی پر اهمیت باشد اشاره کنم. با توجه به اینکه در این جلسه مشاور قصد دارد بیمار را با مفاهیمی مانند شروع کننده ها یا برانگیزان ها و مراحل شکل گیری وسوسه آشنا کند این جلسه اولین جلسه مشارکت فعال و جدی مشاور و بیمار محسوب می شود.

دقیقا در همین جلسه است که احساس همدلی بین بیمار و مشاور شکل می گیرد. پس اگر مشاور با اصول مشاوره انگیزشی آشنا نباشد نخواهد توانست چنین احساسی را ایجاد کند و مشکلات فراوانی در جلسات بعدی با بیمار خواهد داشت.  در چنین شرایطی در اکثر قریب به اتفاق موارد، اعتماد بیمار از مشاور سلب ، و بیمار از ادامه درمان منصرف می شود!

پس لازم است به عنوان مشاور به خود یادآوری کنیم  که:

بیمارانی که به ما مراجعه می کنند افکار، باورها، اعتقادها و آگاهی های گوناگونی در مورد اعتیاد و درمان آن همراه دارند که ممکن است با دیدگاه های درمانی ما کاملا متفاوت و در خیلی از موارد در تضاد باشد. قرار نیست ما درستی یا نادرستی دیدگاه های بیمار را تعیین کنیم و قرار هم نیست که توقع داشته باشیم بیمار تمامی دیدگاه های ما را بپذیرد و دیدگاه های خود را به راحتی رها کند. و همچنین قرار نیست دیدگاه های خود را به بیمار تحمیل کنیم و اگر نپذیرفت به او انگ بی انگیزگی، بی منطقی، بی مسئولیتی و ... بزنیم!

قرار است ......

جلسه سوم ماتریکس :

موضوع جلسه:جلسه دوم مهارت هاي اوليه بهبود شامل: تکنیکهای توقف فکر،مقابله با وسوسه

در این جلسه مشاور می خواهد بیمار را با تکنیک های توقف فکر آشنا کند :

برای شروع این جلسه لازم است بار دیگر حلقه برانگیزان => فکر مصرف => وسوسه => مصرف مواد  را یاد آوری کنیم. همچنانکه در جلسه قبل گفته شد. برای شکستن این حلقه  بیمار طوری رفتارش را تغییر می دهد که  به برانگیزان ها برخورد نکند. ولی مواردی پیش می آید که بیمار با برانگیزان برخورد داشته و فکر مصرف در ذهنش شروع شده است. کمک به بیمار برای آموختن برخورد مناسب با این شرایط موضوع این جلسه خواهد بود.

فرم های مورد استفاده در این جلسه عبارتنداز: ERS1C

افرادی که این جلسه را پیش می برند: مشاور که می تواند پزشک یا روانشناس دوره دیده باشد.

معرفی و مقدمه

می توانیم مقدمه را با این پرسش از بیمار آغاز کنیم که:

آیا از جلسه قبلی تا کنون به موردی درباره برانگیزان ها برخورد کرده است که برایش تازگی داشته باشد؟

پاسخ به چنین پرسشی از طرف بیمار علاوه بر اینکه یک مقدمه ساده و بی دردسر را برای جلسه ما فراهم می کند می تواند نشاندهنده self efficacy  ( خودکارآیی ) بیمار نیز باشد.اگر در روند بهبود self efficacy (خود کارآیی) بیمار افزایش پیدا کند به معنای آنست که جلسات درمانی به خوبی پیش رفته است.

وقتی بیمار جزئیات بیشتری از موضوعات جلسه قبل (در اینجا، برانگیزان ها ) را در مورد خودش کشف کرده است. به معنای آنست که خود کارآیی بیماردر طول جلسه قبل افزایش پیدا کرده است و این پیام خوبی برای مشاور است که به پیشرفت درمان امیدوار باشد.

گاهی این جزئیات ممکن است خیلی خیلی کوچک و در ظاهر بی اهمیت باشند ولی درنگاهی دقیق، بسیاری از این جزئیات کوچک و کم اهمیت به قدری خلاقانه کشف شده اند که اگر مشاور به آنها دقت نکند، فرصت های طلایی را برای بالا بردن تجربه خود و  خود کارآیی بیمارش از دست خواهد داد.

چنین مشاوری بزودی خسته خواهد شد و بیمارش را خسته خواهد کرد و انگیزه ای برای کار کردن و کمک به بیمارش نخواهد داشت. در عوض مشاوری که به پیشرفت های ساده و بسیار کوچک بیمار توجه می کند، شور و اشتیاق باور نکردنی در جهت ادامه جلسات خواهد داشت و در کنار کمک به بیمار، تجربه ای گرانقدر نیز پیدا خواهد کرد. همه این موارد را گفتم تا به این نکته اشاره کنم که: مشاور ماتریکس مشاور پیشرفت های کم  و نامحسوس است.

و اما بر می گردیم به جلسه...

قبل از شروع گفتگو در مورد تکنیک های توقف فکر، با اشاره به جلسه قبل بار دیگر به حلقه برانگيزان => فکر مصرف => وسوسه => مصرف اشاره می کنیم ولی اینبار قرار است از زاویه ای دیگر به شکستن این حلقه کمک کنیم.

پس از بیمار می خواهیم نمودار زیر را تفسیر کند:

مرکز درمان سوء مصرف مواد آینده نمودار برانگیزان ها

 

راستی، تفسیر شما به عنوان یک مشاور از نمودار بالا چیست؟ توصیه می کنم قبل از اینکه ادامه مطلب را بخوانید و تفسیر نویسنده را از نمودار بالا بدانید، خودتان اینکار را انجام دهید و تفسیر خود را با تفسیر نویسنده مقایسه نمایید.

می توانیم نمودار را بصورت زیر تفسیر کنیم:

وقتی با برانگیزان مواجه می شویم و فکر مصرف در ذهنمان شروع می شود دو انتخاب در پیش رو داریم:

  1. می توانیم انتخاب کنیم که از تکنیک های توقف فکر استفاده کنیم و فکر مصرف را در ذهنمان متوقف نماییم. 
  2. می توانیم انتخاب کنیم که فکر مصرف در ذهنمان ادامه پیدا کند و تبدیل به وسوسه  و به دنبال آن مصرف مواد شود.

استفاده از کلماتی مانند انتخاب، این دیدگاه را در شنونده القاء می کند که مصرف کردن و مصرف نکردن مواد به انتخاب خود فرد است و بصورت اتوماتیک و به اجبار اتفاق نمی افتد.

استفاده از کلماتی مانند "می توانم" در کنار انتخاب،  می تواند این دیدگاه را القاء کندکه اگر فرد همیشه انتخاب دوم را انجام داده است از این به بعد خواهد توانست انتخاب دیگری داشته باشد. چنین دیدگاهی به بالا رفتن خودکارآیی بیمار کمک می کند.

لازم است یادآوری کنیم که فکر مصرف تنها به این معنا نیست که بیمار به صحنه مصرف مواد فکر کند. وقتی که ذهن بیمار  با هر قسمت از سبک زندگی گذشته ( سبک زندگی با مصرف مواد ) ارتباط پیدا می کند این هم می تواند به معنای فکر مصرف مواد باشد.

به عنوان مثال یکی از بیمارانم عنوان می کرد که فلان دوستم که اسمش امیر است برایم برانگیزان نیست. چون مرا به یاد مصرف مواد نمی اندازد بلکه با شنیدن اسمش دچار عذاب وجدان می شوم چون اولین کسی که شیشه را به او تعارف کرد من بودم!

ممکن است در نگاه اول شما هم تصور کنید که نام امیر برای این بیمار برانگیزان نیست ولی در نظر بگیرید که وقتی اسم امیر برده می شود مغز بیمار با مسایل مرتبط با مصرف شیشه، امیر را بخاطر می آورد. و به اینگونه ذهنش با مصرف مواد مرتبط می شود. پس این نیز فکر مصرف تلقی می شود.

این مثال ساده نشان می دهد که گاهی پیدا کردن و مشخص نمودن افکار مصرف می تواند برای بیمار و همچنین مشاور سخت باشد! پس تعجب نکیند وقتی می شنوید پیدا کردن فکر مصرف هم نیاز به تمرین و مهارت دارد.

وقتی بیمار به وجود افکار مصرف در ذهنش پی برد وقت اینست که با استفاده از تکنیک های توقف فکر، افکار مصرف را در ذهنش متوقف کند.

آیا واقعا می توان هر فکری را در ذهن متوقف کرد؟

بله می توان هر فکری را متوقف کرد، اگر باورتان نمی شود به کلمات زیر دقت کنید:

زرافه

دریا

گل آفتاب گردان

با دیدن یا شنیدن هر یک از اسامی بالا، تصویری از چیزی که نام برده ایم در کسری از ثانیه در ذهن شما تشکیل شد. شما در همان لحظه ای که مثلا تصویر یک زرافه در ذهنتان تشکیل شده بود به چیز دیگری غیر از زرافه فکر نمی کردید. پس فکرتان متوقف شد ولی مدت زمان توقف فکرتان خیلی خیلی کم بود؛ در حد مثلا یک دهم ثانیه ولی به هر حال فکرتان متوقف شد!

وقتی به کلمه دریا رسیدید تصویری از دریا در ذهنتان نقش بست و تصویر زرافه ناپدید شد و خواندن نام گل آفتابگردان باعث شد تصویر دریا ناپدید شود و تصویر گل آفتابگردان در ذهنتان شکل بگیرد. با شنیدن هر سه کلمه به اندازه سه دهم ثانیه فکرتان متوقف شد.

وقتی بیمار توانسته باشد با تکنیک های ساده حتی به اندازه یک دهم ثانیه فکر مصرف را در ذهنش متوقف کرده باشد به معنای آنست که درک کرده است فکر قدرتمند مصرف را می توان متوقف کرد حتی اگر به اندازه یک دهم ثانیه باشد.

بسیاری از بیماران وقتی با تکنیک های توقف فکر آشنا می شوند عنوان می کنند که بعدا از این تکنیک ها استفاده کرده اند ولی زیاد مؤثو واقع نشده است! مثلا یکی از بیماران می گفت: با دیدن یکی از دوستان قدیمی ام در اتوبوس فکر مصرف به سراغم آمد. وقتی فکرم را متوقف می کردم، فکر مصرف مانند پارازیتی قوی دوباره بر می گشت!

اگر به صحبت های این بیمار دقت کنیم متوجه می شویم ایشان در متوقف کردن فکر مصرف موفق بوده است ولی مدت زمان توقف فکرش خیلی کم بوده و به همین علت بصورت مکرر دچار فکر مصرف شده است. به نظر شما اشکال کار در کجاست؟

اشکال کار در اینست که مشاور بیمار فقط تکنیک توقف فکر را به بیمار یاد داده است ولی نتوانسته است نحوه بکار گیری آنرا به بیمار یاد دهد!

نکته طلایی در تکنیک های توقف فکر اینست که: به محض اینکه بیمار فکرش را متوقف کرد باید به موضوعی دیگر فکر کند و به اینصورت مسیر فکرش را نیز عوض کند. به همین خاطر بیمار باید موضوعات قشنگ و دست به نقدی را که دوست دارد همواره به آنها فکر کند به همراه خود داشته باشد. تا در چنین مواردی با فکر کردن به یکی از این موضوع ها مسیر فکرش را تغییر دهد. به عنوان مثال بیماری که نامزدش را دوست دارد و ممکن است در حین رانندگی دچار فکر مصرف شود می تواند عکس نامزدش را طوری  در اتومبیلش نصب کند که بتواند در حین رانندگی  آنرا ببیند!

پس اگر بیمار به محض توقف فکر مصرف، فکر جدیدی را شروع نکند تکنیک توقف فکر را بصورت کامل بکار نگرفته است و به این خاطر در کنترل فکرش موفق نخواهد بود.

اکنون با توجه به این توضیحات می توانید تکنیک های توقف فکر را که در فرم ERS1c به آنها اشاره شده است با بیمار کار کنید.

در این فرم چهار تکنیک زیر برای توقف فکر مورد بررسی قرار گرفته است :

  1. تصویر سازی ذهنی (Imagination)
  2. ایجاد درد
  3. آرام سازی (Relaxation)
  4. تلفن زدن

در پایان بررسی هر تکنیک لازم است به بیمار یادآوری کنیم که این تکنیک ممکن است برایش کارآیی داشته باشد یا نداشته باشد. لازم است بیمار تکنیکی را انتخاب کند که برایش کارآیی داشته باشد و تصمیم گیری در این مورد با بیمار است.

در پایان جلسه ضمن صحبت در مورد تکلیف خواسته شده در جلسه قبل،  از بیمار می خواهیم در صورت نیاز از تکنیک های توقف فکر استفاده کند و تجربه خود را در جلسه بعد بیان کند.

پیغامی که در پایان این جلسه برای بیمار داریم اینست که:

وقتی به افکارتان اجازه می دهید به هوس تبدیل شوند، در حقیقت تصمیم گرفته اید که معتاد بمانید.

جلسه چهارم ماتریکس :

موضوع جلسه: برنامه ریزی و مشخص کردن پیشرفت

در این جلسه مشاور می خواهد بیمار را با نحوه برنامه ریزی آشنا کند بطوریکه بیمار بتواند زندگی روزانه خود را برنامه ریزی کند و بتواند هر لحظه میزان پیشرفت خود را ببیند.

یادآوری: قبل از شروع این جلسه  لازم است یادآوری کنم که در کتاب اصلی ماتریکس در مورد برنامه ریزی و مشخص کردن پیشرفت در جلسه اول مهارت های اولیه بهبود صحبت می شود.ما در ابتدای شروع درمان به روش ماتریکس در مرکز درمان سوء مصرف مواد آینده نیز برنامه ریزی را در جلسه اول مطرح می کردیم و این موضوع برای بیماران جذابیتی نداشت!

به همین دلیل فرمت جلسات را به این صورت تغییر دادیم که : در جلسه اول بیمار را بصورت عملی درگیر نوشتن برنامه درمانی یک ماهه اول کردیم و نحوه برنامه ریزی و پیشرفت را به جلسه چهارم منتقل نمودیم. به نظر می رسد بیماران ما در ایران، زمانی به برنامه ریزی توجه بیشتری می کنند که احساس کنند برنامه درمانی به کارشان می آید.

تفاوت دیگری که لازم است به آن اشاره کنم اینست که در کتاب ماتریکس اصلی به برنامه ریزی ساعتی اشاره شده است اما متاسفانه برنامه ریزی ساعتی برای مراجعین ما تنها بر روی کاغذ عملی است و امکان اجرای آن بعید به نظر می رسد که این موضوع ممکن است به علت تفاوت های فرهنگی اجتماعی باشد که مراجعین ما در ایران با سایر کشورها دارند. به همین دلیل ما در مرکز درمان سوء مصرف مواد آینده بیشتر در مورد برنامه ریزی حجمی صحبت می کنیم.

فرم های مورد استفاده در این جلسه عبارتنداز: SCH1، SCH2، CAL1، CAL2

افرادی که این جلسه را پیش می برند: مشاور که می تواند پزشک یا روانشناس دوره دیده باشد.

 بعد از مقدمه و معرفی ....

...بیایید از اینجا شروع کنیم که ما ممکن است هر حرفی را به زبان بیاوریم ولی وقتی پای نوشتن در کار باشد آنوقت بسیاری از حرف ها را ممکن است نتوانیم بنویسیم! یا اینکه نوشتن آنها برایمان بسیار سخت باشد!

آیا نوشتن یک فحش رکیک به راحتی گفتن آنست؟  چرا؟ آیا تا به حال به این نکته توجه کرده بودید؟

خاطره: زمانی را به یاد می آورم که بعد از فارغ التحصیلی به عنوان مسئول یک مرکز بهداشتی درمانی روستایی مشغول به کار بودم. یکی از کارمندان مرکز که اتفاقا نفوذ بسیار زیادی هم در معاونت درمانی دانشگاه مربوطه داشت از انجام وظایفش سرپیچی می کرد و همیشه در جمع عنوان می کرد فلان کار و بهمان کار را انجام نمی دهد و نخواهد داد! و این باعث شده بود کار یکی از خانه های بهداشت مختل شود. اگه شما نیز پزشک باشید در خواهید یافت که زمانیکه با چنین مشکلی مواجه می شویم و نه می توانیم از مراجع بالاتر کمک بگیریم و نه اینکه قدرت اجرایی لازم را داریم چقدر اوضاع پیچیده می شود!

البته ممکن است حل چنین مشکلی تنها برای من که بی تجربه بودم سخت به نظر می آمد و اگر شما بودید این مشکل را زودتر و بهتر از من حل می کردید.  بعد از مدتها فهمیدم که راه حل ساده ای برای مشکل ما وجود دارد و آن این بود که از کاردان بهداشتی که مسئول کار بهورزها بود خواستم از وی بخواهد حرف هایی را که در مورد انجام ندادن وظایفش می زند بنویسد و امضاء کند! خوشبختانه مشکل ما برای همیشه حل شد! چون کارمند یاد شده ترجیح می داد کارش را انجام دهد تا اینکه انجام ندادن آنرا بنویسد!

مردم معمولا قول های زیادی می دهند یا حرف های زیادی می زنند که هیچگاه کسی به آنها توجه نمی کند و تنها قول ها و قراردادهایی که نوشته شده باشند سندیت دارند و اجرا می شوند.

چرا اینگونه است؟ چرا اسناد بیشتر نوشتاری هستند نه گفتاری؟ چرا در بانک ها به اعتبار حرف، به کسی پول پرداخت نمی کنند؟ چرا وقتی می خواهیم بابت چیزی به کسی رسید دهیم سعی می کنیم همه چیز را بررسی کنیم تا موردی از قلم نیافتد؟

تمام این موارد و هزاران مورد دیگر به یک نکته ساده اشاره می کنند و آن اینست که وقتی ما می نویسیم فکر می کنیم! یا ساده تر بگویم : وقتی می خواهیم بنویسم یا در حال نوشتن هستیم قسمت منطقی مغز فعال می شود.

از دو پند و اندرز زیر کدام را مناسب تر می دانید؟ آیا هر دو یک مفهوم را می رسانند؟

 قبل از اینکه حرفی را بزنی در موردش فکر کن!

 حرفی را بزن که بتوانی آنرا بنویسی و امضاء کنی!

همچنانکه قبلا گفتیم مغز دو قسمت احساسی و منطقی دارد. در زمان اعتیاد بسیاری از رفتارها از قسمت احساسی مغز به فرد دیکته شده اند یا به قولی فرماندهی مغز به عهده قسمت احساسی بوده است و تمام تلاشی که بیمار برای درمان انجام می دهد اینست که فرماندهی مغز را به قسمت منطقی منتقل کند که این یکی از اهداف درمان است و در طولانی مدت و با تغییر رفتار اتفاق می افتد.

همه این موارد را گفتیم که به این نکته برسیم: احتمال انجام کارهایی که آنها را می نویسیم بسیار زیاد است یا به قولی دیگر، ما معمولا کارهایی را که می نویسیم، انجام می دهیم. و این نکته فلسفه نوشتن برنامه است. پس اینکه تنها برنامه روز بعد را در ذهن داشته باشیم کافی نیست.

در فرم SCH2 الگویی برای برنامه ریزی ساعتی کارهای روزانه در اختیار بیمار قرار می دهد. ولی نکته ای که باید به آن توجه کنیم اینست که بسیاری از بیماران به دلیل آسیب های شدیدی که از مصرف مواد دیده اند کار زیادی برای انجام دادن ندارند. علاوه بر این همچنانکه اشاره شد امکان اجرای برنامه ریزی ساعتی با توجه به شرایط جامعه ما در تمامی موارد امکان پذیر نیست.

پس می توانیم بیمار را تشویق کنیم در ابتدا فقط کارهایی را که قرار است فردا انجام دهد بدون اشاره دقیق به ساعت انجام آنها به دو قسمت صبح و بعدازظهر تقسیم کند. و به تدریج در روزها یا ماه های بعد، این برنامه را تا جایی که می تواند با کمک مشاورش به برنامه ریزی ساعتی نزدیک نماید.

پس فرم SCH2 را در اختیار بیمار قرار می دهیم و از او می خواهیم برنامه روزی را که قرار است جلسه بعدی برگزار شود، در فرم یاد شده بنویسد و همراه خود بیاورد.

موضوع دیگری که قرار است در این جلسه بیمار با آن آشنا شود، مشخص کردن پیشرفت و اهمیت آنست.

وقتی تاریخ تولدتان را در شناسنامه می بینید بیشر گذر زمان را احساس می کنید یا وقتی که عکس های قدیمیتان را تماشا می کنید؟

چرا در جاده ها هر 5 تا 10 کیلومتر تابلویی نصب کرده اند و فاصله را به راننده و مسافرین اطلاع رسانی می کنند؟ اگر از همان ابتدای جاده فاصله را تا مقصد می نوشتند چه اشکالی داشت؟

تصور کنید بخواهید از تهران به سمت مشهد حرکت کنید و در خروجی تهران نوشته باشند فاصله تا مشهد فرضا 900 کیلومتر و تا مشهد تابلو دیگری که فاصله را نشان دهد وجود نداشته باشد! چه احساسی خواهید داشت وقتی مجبور شوید در چنین جاده ای رانندگی کنید؟ علاوه بر این، چه خطراتی ممکن است در چنین جاده ای راننده و مسافران را تهدید کند؟

همچنانکه در جلسات بعدی اشاره خواهیم کرد، بهبودی از اعتیاد مراحلی دارد و در هر مرحله بیمار ممکن است علایم و مشکلات خاصی را تجربه کند. لازم است بیمار و مشاور بدانند که در کدام قسمت بهبودی هستند تا بتوانند برای مقابله با مشکلات احتمالی برنامه ریزی و کار کنند.

قرار است فرم CAL2 در اختیار بیمار قرار گیرد و بیمار در طول بهبودی در این فرم روزهایی را که پاک مانده است با یک تیک بزرگ و روزهایی را که مواد مصرف کرده است با یک ضربدر بزرگ مشخص کند. این فرم باید در جایی قرار گیرد که بیمار بتواند آنرا روزانه ببیند. نکته ای که لازم است به آن اشاره کنیم اینست که لازم نیست بیمار در مورد علت پر کردن چنین فرمی برای دیگران توضیح دهد و برنامه درمانی خود را برای کسانیکه از آن مطلع نیستند آشکار نماید. در تمامی جوانب درمان لازم است محرمانه بودن برنامه درمانی بیمار حفظ شود.

اینکه بیمار تعداد روزهایی را پاک مانده است به این شیوه می بیند به دو دلیل اهمیت فراوانی دارد. یکی اینکه در یک نگاه  و در کمترین زمان درک می کند که در چه مرحله ای از درمان قرار دارد و دیگر اینکه دیدن چندین فرم که از تیک های زیاد پر شده اند، این نکته را به بیمار یادآوری می کنند که بهبودی یک فرایند طولانی و زمانبر است در حالیکه قبلا تصور می شد کوتاه مدت باشد. وانگهی، عدم اطلاع بیمار از میزان پیشرفت بهبودیش منجر به خستگی و ناامیدی وی می شود.

واقعیت اینست که ما در زندگی معمولی از مواردی استفاده می کنیم که شبیه فرم پیشرفت عمل می کنند. استفاده از نمودار ها برای مقایسه اعداد و ارقام در یک نگاه، یکی از این موارد است. برای روشن شدن این موضوع به مثال زیر توجه کنید:آمار مراجعین به سایت مرکز درمان سوء مصرف مواد آینده

اعداد و ارقامی را که در تصویر مقابل می بینید تعدای از کلید واژه هایی هستند که بازدیدکنندگان سایت آینده با جستجوی آنها در سایت گوگل به این سایت مراجعه کرده اند.

 
حال شما سعی کنید با نگاه به این ارقام بگویید:

 بیشترین و کمترین جستجوها  به ترتیب در مورد کدام یک از موارد شیشه، ترک اعتیاد، ترامادول، بوپره نورفین، کراک، ریتالین و متادون صورت گرفته است؟


مسلما پاسخ به این پرسش برای شما بسیار وقت گیر خواهد بود اگر بخواهید صرفا با نگاه کردن به این ارقام بصورت دقیق میزان فراوانی هر مورد را مشخص کنید.

 

 

 

 

حال شکل زیرا را نگاه کنید و با نگاه کردن به آن بار دیگر پرسش بالا را پاسخ دهید.
 نمودار مراجعین به سایت مرکز درمان سوء مصرف مواد آینده

 

 

 

 

 

 

 

تصور کنید وقتی ما میزان فراوانی جستجوهای انجام شده را بصورت نمودار نشان می دهیم چقدر مقایسه میزان فراوانی ها در یک نگاه راحت تر می شود! پر کردن فرم پیشرفت هم مانند چنین نموداری می تواند در یک نگاه وضعیت بهبودی بیمار را برای  وی و مشاورش روشن کند.

پس در انتهای جلسه  پس از بررسی تکلیف منزل جلسه قبل دو تکلیف منزل برای بیمار داریم:

1- فرم SCH2 که برنامه ریزی روزانه است را پر کند.

2- فرمCAL2 را که فرم پیشرفت است، روزانه تیک بزند.

پیغامی که در پایان این جلسه برای بیمار داریم اینست:

اگر با برنامه باشیم، پاک مي مانيم! اگر بی برنامه باشیم، مصرف مي كنيم.

برای دانلود فرم های SCH1، SCH2، CAL1، CAL2 به ادامه مطلب مراجعه نمایید

جلسه پنجم ماتریکس :

موضوع جلسه: مشخص كردن برانگيزان ها

در این جلسه مشاور می خواهد به بیمار کمک کند تا برانگیزان های خود را مشخص کند و نحوه برخورد با هر یک از این برانگیزان ها را پیش بینی نماید.

فرم سنجش برانگیزان های درونی درمان شیشه

یادآوری: در حلقه برانگیزان => فکر مصرف => وسوسه => مصرف مواد،  فرض بر اینست که بیمار تنها می تواند این حلقه را از قسمت برانگیزان یا فکر مصرف بشکند ( درست قبل از اینکه بیمار دچار وسوسه و هوس مصرف مواد شود ).

ولی مشکل اینجاست که در بسیاری از موارد ممکن است برانگیزان ها  یا افکار مصرف به قدری نامحسوس باشند که بیمار نتواند به وجود آنها پی ببرد. یا زمانیکه به وجود آنها پی می برد ممکن است نداند که چگونه باید با موقعیت برخورد نماید.

در این جلسه بیمار با بررسی و طبقه بندی برانگیزان هایش بر روی کاغذ، وسیله ای شبیه آمپر بنزین در ماشین برای برانگیزان هایش می سازد تا با استفاده از آن، موقعیت های سالم و خطرناک را شناسایی نماید تا بتواند با چنین موقعیت هایی برخوردی درست داشته باشد.